X
تبلیغات

مجله جامع کشاورزی و فضای سبز - مقاومت به علف کش ها
شما میتوانید موضوعات مورد علاقه خود را در زمینه های مختلف کشاورزی و فضای سبز در این مجله ببینید


مقاومت  به علف كش ها

مقاومت به علف كش چيست؟
قبل ازآنكه هر علف هرز به علف كش مقاوم شود سه شرط زير بايد وجود داشته باشد:
1- بايد به طور معمول علف كش قادر به كنترل آن علف هرز بوده باشد.
2- بايد درحال حاضر درغلظتي از علف كش كه قبلاً باعث مرگ آن مي شده است، ازبين نرود.
3- تغييرات ايجاد شده بايد توارثي باشد، به عبارت ديگر دانه رست هاي گياهان مقاوم نيز بايد مقاوم باشند. مقاومت را مي توان ازطريق مقايسة‌بيوتيپ هاي مقاوم و حساس كمي نمود. دراين روش بيوتيپ ها از نظر ميزان علف كشي كه 50% جمعيت علف هرز را كنترل مي كند(LD50) ، يا 50% بيوماس گياهي را كاهش مي دهد يا 50% فعاليت آنزيم را كم مي كند (I 50) مورد مقايسه قرار مي گيرند.


معمولاً علف هاي هرز نسبت به برخي يا تمامي علف كش هاي يك گروه مقاوم مي شوند. مقاومت درون گروه هاي علف كش رامقاومت متقاطع (Cross resitance) مي گويند. برخي از علف هاي هرز به علف كش هايي از بيش ازيك گروه مقاوم مي شوند كه اين گونه مقاومت را مقاومت چند گانه (Multiple reistance) مي گويند. علف هاي هرزي كه مقاومت چندگانه به علف كش ها دارند، به سختي كنترل مي شوند. هنگامي كه راجع به مقاومت به علف كش بحث مي شود، معمولاً دو واژة ديگر مورداستفاده قرار مي گيرد، اين دو واژه تحمل وحساسيت هستند. تعدادي ازگياهان به طور طبيعي نسبت به علف كش هاي خاصي متحمل هستند. گياهان زراعي نسبت به علف كش هاي انتخابي متحمل اند به علف هاي هرز نيز به برخي ازعلف كش ها تحمل دارند.براي مثال علف هرز ارزاني سبز نسبت به علف كش آسرت متحمل است، درصورتي كه يولاف وحشي با آن كنترل مي شود. البته درشرايط مناسب رشدي، يولاف وحشي با ميزان آسرت توصيه شده كنترل گشته و درواقع به اين علف كش حساسيت نشان مي دهد. معمولاً حساسيت و تحمل نسبي هر علف هرز و گياه زراعي، به غلظت علف كش بستگي دارد. البته شرايط رشدي و مرحله نموي نيز درنوع پاسخ علف هرز و گياه زراعي تأثير دارد و ممكن است حساسيت و تحمل نسبي از جمعيت علف هرزي به جمعيت ديگري يا دربين ارقام مختلف گياه زراعي ، كمي تفاوت داشته باشد توصيه هاي مربوط به غلظت علف كش و مرحله رشدي، روي برچسب علف كش ذكر شده است وبايدآن ها را درحساسيت و تحمل نسبي درنظر گرفت.

 




چه ساز و كارهايي باعث ايجاد مقاومت مي شود.

محققين چندين مكانيسم راشناسايي نموده اند كه باعث  ايجادمقاومت به علف كش ها مي شوند دراينجا به برخي از مكانيسم اشاره مي شود.
الف- مقاومت محل هدف:‌

هر علف كش به محل خاصي درگياه متصل مي شود ودر كاركرد آن تداخل ايجاد مي كند. محل عمل اكثر علف كش ها شناسايي شده است. و علف كش ها را نيز بر مبناي محل عمل آن ها گروه بندي نموده اند معمولاً محل هدف  علف كش ها، پروتئين ها (آنزيم ها) هستند، البته اين محل هاي عمل ممكن است پروتئين هايي باشندكه باعث انتقال الكترون مي شوند يا به تنظيم هورموني درگياه كمك مي كنند. ازآنجا كه پروتئين هايي باشند كه باعث انتقال الكترون مي شوند يا به تنظيم هورموني درگياه كمك مي كنند. ازآنجا كه پروتئين ها برمبناي DNA  كدگذاري مي شوند، لذا موتاسيون مي تواند تغييرات جزئي درپروتئين هايي كه وارثت پذيري دارد ايجاد كند و اين تغيير ازگياه مادري به نتاج منتقل شود. اگر پروتئين به نحوي تغيير كند كه علف كش نتواند آنزيم هدف را تحت تأثير قراردهد و پروتئين همچنان به فعاليت خود ادامه دهد گياه به آن علف كش مقاوم مي شود .

 تغييرات متعدد درمحل هدف باعث ايجاد مقاومت نسبت به مقادير زياد علف كش مي شود. و اغلب مقاومت به برخي يا همة‌علف كش هايي را كه محل هدف مشابهي دارند( علف كش هاي همان گروه) درپي خواهد داشت. مقاومت ناشي از تغيير محل هدف، نوعي مقاومت است كه دربرخي از كشورها مانند كانادا رايج است. براي مثال مقاومت علف هرز گندمك به علف كش گلين ناشي از تغيير درمحل هدف است( دربرخي موارد حتي تغيير كوچكي درآنزيم سطوح بزرگي ازمقاومت ازتغيير درمحل هدف است) دربرخي موارد حتي تغيير كوچكي درآنزيم سطوح بزرگي ازمقاومت را به وجود مي آورد.
برای مثال تغییر یک اسید آمینه درآنزیم ALS ، که محل هدف علف کش های گروه B است، سطوح بالایی ازمقاومت به اکثر علف کش های این گروه  را به بار می آورد. تناوب کاربرد علف کش های روشی است که برای به تأخیر انداختن یاجلوگیری از مقاومت توصیه شده است شکل 7-17 انتخاب علف هرز مقاوم به علف کش درسه حالت را نشان می دهد: مصرف مداوم علف کش ، تناوب یکسال دردوسال وتناوب یک در سه سال. دفعات کاربرد علف کش های یک گروه عامل مهمی درسرعت انتخاب علف های هرز مقاوم به علف کش است.
تغییر علف کش های مورد استفاده دریک مزرعه (تغییر گروه علف کش مصرفی)، سبب کاهش فشار انتخاب می شود.وگزینش علف های هرز مقاوم به علف کش را به تأخیر می اندازد. باید توجه داشت، هنگامی که علف کش ها به صورت متناوب استفاده می شوند، نسبت گیاهان مقاوم به علف کش درجمعیت کاهش نمی یابد ، بلکه این نسبت تا زمانی که همان گروه علف کش مجدداً مصرف شوند، همچنان ثابت باقی می ماند.
انتخاب برای مقاومت مبتنی برمحل هدف را می توان با استفاده از علف کش های دارای اثرات باقی ماندۀ کم ، کاهش دهد. اگرمحل عمل علف کش بدون باقی مانده و علف کش دارای باقی مانده یکی و نحوۀ کنترل آن دو یکسان باشد، درآن صورت تعداد علف هرزهای مقاوم ناشی از مصرف علف کش دارای باقی مانده ، بیشتر خواهد بود.
مقاومت مبتنی برمحل هدف ازطریق مقادیر کم و زیاد علف کش ایجاد می شود. هنگامی که میزان مصرف علف کش بیشتر است، انتخاب سریعتر صورت می گیرد، زیرا دراین صورت علف های هرز با حساسیت کمتر زنده می ماند و به بذر می نشینند.

ب- متابولیسم علف کش :
متابولیسم علف کش دومین سازو کار شایع ایجاد مقاومت درعلف کش درسراسر جهان است. این مکانیسم به این صورت است که گیاهان زراعی تعدادی ازعلف کش های انتخابی را به سرعت غیر سمی می کند، درصورتی که علف های هرز قادر به چنین عملی نیستند. البته احتمال انتخاب علف های هرز درجهت تجزیه سریع علف کش ها وجود دارد. مقاومت مبتنی برمتابولیسم درمقایسه با مقاومت مبتنی برمحل هدف، درمقادیر کمتری از علف کش ها باعث ایجاد مقاومت می شود. این مکانیسم قادر با ایجاد مقاومت چندگانه است. این مکانیسم درغرب کانادا باعث مقاومت خردل وحشی نسبت به علف کش ها ستر
شده است.

ج) رشد سریع
تحقیقات اخیر حاکی ازآن است که مقاومت علف هرز یولاف وحشی به علف کش ها آونج وآوادکس، ناشی از محل هدف این علف کش ها یا افزایش متابولیسم آن ها نیست. یولاف وحشی مقاوم، سرعت جوانه زنی بالایی دارد(خفگی آن کمتر است ) وسریع سبز می شود. شواهد موجود حاکی ازآن است که دریولاف وحشی مقاوم مقدار هورمون جیبرلیک اسید بیشتراست .سطوح بالای جیبرلیک اسید باعث می شود که این گیاه به راحتی اثرات آوادکس وآونج را پشت سربگذارد.


- گیاهان زراعی ترارریخته مقاوم به گلیفوزیت:

گیاهان زراعی ترارریخته ازجمله مهم ترین دستاوردهای فناوری زیستی و مهندسی ژنتیک طی دهۀ گذشته به شمار می رود. گیاهان زراعی مقاوم به علف کش با نظام کشاورزی شیمیایی- صنعتی که ویژگی آن تک کشتی بودند و مکانیزاسیون درمقیاس وسیع با استفادۀ فشرده از مواد شیمیایی است، سازگاری مناسبی پیدا کردند طی چند دهۀ گذشته چندین گیاه زراعی مقاومت به علف کش تراد ریخته و غیر ترار ریخته معدنی شده اند(جدول 2-18)
ازبین این يا ظاهراً گیاهان زراعی مقاوم به گلیفوزیت و گلوفوزیت از امکان توسعۀ بیشتری برخوردارند.یکی از روش های تولید گیاهان متحمل به گلیفوزیت وارد کردن ژن باکتری خاکی (نژاد CP 4 از Agrobacterium) به درون گیاهان است. این ژن باعث کد کردن Epsps مقاوم به گلیفوزیت می باشد. دربرخی ازگیاهان این ژن سطح مناسبی ازمقاومت به گلیفوزیت را ایجاد نمی کند. روش دیگر که برای تولید گیاهان مقاوم به گلیفوزیت استفاده شده است وارد کردن ژنGlyphosate-oxidizing- gene) GO X ژن اکسید کنندۀ گلیفوزیت ) به دست آمده از یک باکتری خاکی به نام Achromabacter است . ژن دیگر که Epsps را کد می کند aroAاست که ازباکتری های E.coli،Salmonella typhimurium و Arabidopsis thaliana جداسازی وتعیین توالی شده است. جهش یافته هایی که آنزیم مذکور را بیش ازاندازه طبیعی تولید می کنند، وبقیه که به دلیل پیوستن آنزیم جهش یافته به گلیفوزیت مقاوم می باشند یافته شده اند تعیین توالی ژن های باکتریایی برای aroA حساس و مقاوم به گلیفوزیت نشان داد که دریک جهش یافته مقاومت به دلیل تغییر یک باز منفرد C) به T ) بود که به تغییری از پیرولین به سیرین درجایگاه 101 درپروتئین منجر می شود . درآزمایش دیگر جهش یافتگان مقاوم به گلیفوزیت از E.coli بدست آورده شده اند که آنزیم مذکور را بیش ازمیزان طبیعی بیان می کنند. کشت های سوسپانسیون سلولی گیاهان عالی Corydalis sempervirens, petunia hybride نیز با تولید بیش از حد طبیعی Epsps مقاومت نشان می دهند.



این اطلاعات سه مکانیزم ممکن جهت تولید گیاهان مقاوم به گلیفوزیت را به وسیلۀ مهندسی ژنتیک پیش رو قرار می دهند:
الف) انتقال یک Epsps حساس به گلیفوزیت تحت کنترل یک پیشبر قوی که موجب بیان بیش از حد طبیعی پروتئین مذکور می شود(مکانیزم افزایش محل هدف)
ب ) انتقالی ژنی که یک Epsps جهش یافته مقاوم به گلیفوزیت را کد می کنند (مکانیزم تغییر محل هدف )
ج) وارد کردن یک ژن تجزیه کنندۀ گلیفوزیت (مکانیزم غیر فعال سازی متابولیک)
این شیوه ها جهت تولید گیاهان متحمل به گلیفوزیت مورد استفاده قرار گرفته اند با استفاده از لاین های سلولی گل اطلسی که به واسطۀ تقویت ژن (gene-amplification)، Epsps را بیش ازحد طبیعی تولید می کند (Steinruen et al,1985,shah etal,1986) ، DNA های Epsps جداسازی شد و یک ژن کایمری تحت کنترل پیشبر s 35 ویروس موزائیک گل کلم ساخته شد.

سلول های گل اطلسی که به وسیله این ساختار ترانسفورم شده بودند 40 بار افزایش فعالیت Epsps را نشان دادند از این سلول ها گیاهانی تهیه شده اند که تیمار با 8% کیلوگرم درهر هکتار با گلیفوزیت فرموله شده را تحمل می کند((Shah etal,1986 ) همراه با میزان مصرف تجارتی علف کش که 5/.- 2 کیلوگرم درهکتار است. روش جایگزین که ادخال و بیان یک ژن aroA باکتریایی است که یک Epsps مقاوم به گلیفوزیت را کد می کنند را نیز موفق نشان داد (chomai etal,1985;filatti etal.1987) .منبع ژن aroA یک استرین جهش یافتۀ باکتری S.typhimurium بود. مقایسۀ توالی های ژن نوع وحشی جهش یافته معلوم ساخت كه تحمل ازتعويض يك اسيد آمينة منفرد ناشي مي شود.پرولين درجايگاه 101 درآنزيم جهش يافته  به وسیلۀ سرین جایگزین شده بود (Stalketr etal,1985). ژن جهش یافته به یک پیشبراکتوپین سنتاز (octopin synthase)  جهت  مسير ساختن بیان درگیاهان جوش داده شد. گیاهان ترا ریخته باززایی شده به گلیفوزیت تحمل نشان دادند، لیکن رفتارهای رشدی نامتعارفی را نیز بروز دادند. Epsps وآنزیم های مسیر اسید شیکمیک درکلروپلاست ها قرار دارند بسیاری ازپروتئین های واقع درپلاستیدها به وسیلۀ ژن های هسته ای کد شده و برروی ریبوزوم های سیتوپلاسمی به صورت پیش سازه هایی سنتز می شوند . توالی های انتهای- آمینی که به عنوان پیتیدهای انتقالی (Transit-peptides) شناخته می شوند. پروتئین پیش سازه ها را به درون کلروپلاست هدایت می کند. خود Epsps نیز به صورت یک پروتئین پیش سازه ساخته می شود که ازنظر آنزیمی فعال است و به گلیفوزیت می پیوندد. اخیراً ثابت شده است که انتقال ژن گیاهان عالی برای سنتز EPSA به باکتری E.coli و به دست آوردن آنزیم مقاوم به گلیفوزیت به وسیلۀ جهش زایی هدایت شده ازنظر جایگاه(site-driected mutagensis) وگزینش استرین های مقاوم امکان پذیر است . توالی های جهش یافته DNA به درون گیاهان تراریخته ازطریق پلاسمید Ti ادخال شدند. ساختارهایی ژنی به کاربرده شدند که سنتزEpsps با یک پیتید انتقال انتهای آمینی جهت انتقال به درون کلروپلاست ها، جایگاه طبیعی آنزیم را مطمئن ساختند. درحال حاضر، گیاهان توتون تراریخته ، که به سطوح تجارتی گلیفوزیت تحمل نشان می دهند، درایالات متحدۀ آمریکا درمزرعه آزمایش می شوند.
عوامل اصلي كنترل كننده شيوع و تكامل مقاومت عبارتنداز:
فراواني اوليه صفت مقاومت درجمعيت
ميزان فشار انتخاب

شايستگي نسبي انواع مقاوم و حساس
ازبين عوامل ياد شده آن چيزي كه دركنترل توليد كنندگان است تنها ميزان فشار انتخاب است كه از طريق تغيير نوع و كارايي روش هاي مديريت علف هاي هرز اعمال مي شود . توصيه هاي اخيردرمورد ممانعت از مقاومت و مديريت آن روي تناوب زراعي و تناوب علف كش ها و مخلوط علف كش ها جهت قطع فشارهاي انتخاب اعمال شده ازسوي كاربرد مداوم مواد شيميايي داراي مكانيسم عمل يكسان متمركز شده است.
مزایای گیاهان زراعی مقاوم به علف کش
1) کنترل گونه های علف هرز که به طور مؤثری بوسیله سم های رایج کنترل نمی شوند. گیاهان زراعی مقاوم به علف کش گزینه ای جهت کنترل علف های هرز انگی نیز به شمار می روند.
2) عدم محدودیت ازنظر زمان کاربرد علف کش، به ویژه درشرایط آب و هوایی نامساعد برای کاربرد علف کش دریک زمان معین.
3) ابزاری برای کنترل علف های هرزی که به علف کش های رایج مقاومت پیدا کرده اند
4- انتخابی بودن کامل علف کش بدون وارد آوردن هیچ گونه آسیبی به گیاه زراعی ؛ علف کش های انتخابی رایج تاحدودی به گیاه زراعی آسیب وارد می نمایند.
5- فناوری گیاهان زراعی ترا ریخته مقاوم  به علف کش به توسعه بیشتر نظام های شخم کاهش یافته و بدون شخم کمک می نماید و ازاین طریق موجبات کاهش فرسایش خاک را که از جمله مهم ترین مشکلات کشاورزی دنیاست ، فراهم می آورد.
6- کاربرد علف کش های رایج عمدتاً برمبنای مرحلۀ گیاه زراعی و علف های هرز استوار است و معمولاً دورۀ بحرانی نادیده گرفته می شود به دلیل انعطاف پذیری زمانی کاربرد علف کش ها درسیستم های دربردارنده گیاهان زراعی مقاوم به علف کش امکان کنترل علف های هرز مطابق با آسنانه های دوره ای فراهم می شود.

7- مزیت گیاهان زراعی ترا ریخته مقاوم به علف کش درفراهم نمودن گزینه های کنترلی که پیشتر از این ممکن نبوده اند . کاملاً هویداست. این فناوری امکان کاربرد علف کش های طیف وسیع و غیر انتخابی به منظور کنترل مجموع گونه های مختلف علف هرز دربرخی محصولات زراعی را فراهم آورده است.
8- گیاهان زراعی ترا ریخته مقاوم به علف کش از طریق افزایش گزینه های پیش روی کشاورزان نقش ارزشمندی درچنین راهبردهای ممانعت ازمقاومت دادند.
عرضه كلزاي مقاوم به تریازین سبب کنترل مؤثر برخی علف های هرز مشکل ساز شده است بنابراین گیاهان زراعی مقاوم به علف کش به کار گرفته شده درتلفیق با تناوب های زراعی و علف کشی، بی شک فراهم آورنده مزیت مهمی درمدیریت علف های هرز محسوب می شوند. البته ، احتمال به واقعیت پیوستن این سناریو بستگی کامل به چگونگی نگرش به این فناوری دارد.
9- فراهم شدن گزینه های کنترلی برای محصولات زراعی  غيراصلي که فاقد علف کش های انتخابی هستند. ازدیگر سودمندی های گیاهان زراعی ترا ریخته مقاوم به علف کش است که ازتلفات عملکرد وکیفیت آنها درنتیجه رقابت علف های هرز جلوگیری خواهد کرد.
10- ازآنجا كه گياهان زراعي ترا ريخته مقاوم به علف كش هاي طيف وسيع پس رويشي امكان كاربرد علف كش درصورت لزوم برمبناي آستانه اقتصادي را فراهم مي آورند، سودمندي محيطي و اقتصادي درپي خواهند داشت.
11- گياهان زراعي ترار ريخته مقاوم به علف كش فراهم كننده مقياس زماني وسيع تري براي كاربرد علف كش ها هستند.
12- افزايش امنيت غذايي براي كشورهاي درحال توسعه به دليل استفاده از روش كنترل قابل اتكا از ديگر مزاياي اين فناوري است. 
 تبعات كاربرد گياهان زراعي مقاوم به علف كش
1- امكان كاهش تنوع زيستي
2-  خلق ابرعلف هرز
3- گياهان زراعي ترا ريخته مقاوم به علف كش خودرو
4- افزايش فشار انتخاب
5- تكامل بيوتيپ هاي مقاوم به علف كش ازگونه هاي موجود بيشتر حساس
6- افزايش اتكاي كشاورزان به علف كش ها و كاهش جذب راهكارهاي مديريت تلفيقي محصولات زراعي (ICM)
7- حصول سودمندي اقتصادي براي كساني كه فناوري را بيشتر دراختيار گرفته و نه اكثر كشاورزان
8- امكان نابودي نژادهاي گياهان زراعي
9- ازدست رفتن مزاياي راهكارهاي مديريت سنتي علف هاي هرز
10- امكان توسعه مقاومت چندگانه
كاهش تنوع زيستي
شايد بزرگترين ايراد استفاده از گياهان زراعي ترا ريخته مقاوم به علف كش براي حل مشكلات علف هرز اين است كه اين گياهان ترا ريخته مانع تنوع گياهان زراعي مي شوند و سبب ايجاد سامانه هايي منحصر به يك يا دو گونه زراعي يك ساله مي شوند. تنوع گياهان زراعي نه تنها سبب كاهش نياز به علف كش مي شود. بلكه سبب بهبود كيفيت خاك و آب ، به حداقل رساندن نيازمندي به كودهاي مصنوعي، تعديل جمعيت آفات و عوامل بيماريزا، افزايش عملكرد محصولات زراعي و كاهش نوسان عملكرد مي شود. بنابراين گياهان زراعي ترا ريخته مقاوم به همان اندازه كه مانع پذيرش سامانه هاي زراعي متنوع شامل گياهان زراعي چندساله ، گياهان زراعي پوششي و كود سبز شوند. ازتوسعه كشاورزي پايدار جلوگيري خواهند كرد.
گسترش گياهان زراعي ترا ريخته به دليل ساده سازي سامانه هاي زراعي و تشديد فرسايش ‍ژنتيكي تهديدي براي تنوع ژنتيكي گياهان زراعي محسوب مي شود.
با وجودي كه بيوتكنولوژي توانايي ايجاد ارقام جديدي را دارد اما با توجه به هدف شركت ها درايجاد بازارهاي وسيع بين المللي يك رقم خاص ، اين فناوري يكنواختي ژنتيكي را درپي خواهد داشت.
تجربيات گذشته نشان داده است كه نواحي وسيع تحت كشت يك رقم ، بسيار مستعد پذيرش سويه هاي جديد عوامل بيماري زا و آفات مي باشند. از سوي ديگر استفاده وسيع از يك رقم منجر به كاهش تنوع زيستي مي شود. شواهد مربوط به انقالب سبز جاي شكي باقي نمي گذارد كه پراكنش ارقام جديد عامل مهمي از فرسايش ژنتيكي به شمار مي رود. ازآنجايي كه حضور سطح قابل قبولي از تنوع علف هرز در مزارع وحواشي آنها نقش هاي آكولوژيكي مهمي از قبيل افزايش كنترل بيولوژيكي آفات ، كاهش فرسايش از طريق ايجاد پوشش درسطح خاك و... ايفا مي نمايد، حذف تمامي علف هاي هرز در پي كاربرد علف كش هاي طيف وسيع ممكن است منجر به صدمات اكولوژيكي نامطلوبي شود.
بسياري از كشورهاي درحال توسعه علاوه برداشتن سطوح بالاي تنوع زيستي زراعي با مراكز اصلي تنوع ژنتيكي به شمار مي روند و درچنين محيط هايي احتمال انتقال ژن هاي ترا ريخته از گياهان زراعي به جمعيت هاي وحشي يا علف هاي هرز بالاست 

  خلق ابرعلف هرزرها سازي گياهان زراعي ترا ريخته مقاوم به علف كش در مقياس وسيع ممكن است سبب انتقال ژن تراريخته از گياهان زراعي به ساير گياهان شود فرآيند بيولوژيكي مورد نظر دراينجا دو رگ گيري بين گونه هاي گياهي مجزاست (Introgression) . شواهد حاكي ازآن است كه چنين تبادلات ژنتيكي بين گياهان وحشي ، علف هاي هرز و گياهان زراعي بيشتر به وقوع پيوسته است. انتقال ژن بين ذرت و تيوسينت (Teosinte) نشان دهنده امكان تبديل خويشاوندان گياهان زراعي به علف هاي هرز جدي است .
نگراني درموردفرارژن هاي ترا ريخته مقاومت به گياهان بومي خويشاوند از قبيل خويشاوندان وحشي از تبعات گياهان  زراعي مقاوم به علف كش است . البته احتمال چنين انتقالي را عوامل مختلف كاهش مي دهند. گلدهي گياه زراعي و علف هرز  مي بايست به طور هم زمان صورت گيرد. ناقل گرده (حشره ، باد) جهت عمل گرده موردنياز است و سازگاري توليد مثلي گياه زراعي وعلف هرز و توان ايجاداعقاب بارور ضروري است . البته بايد يادآور شد كه ريسك دگر گشتي گياهان زراعي مقاوم به علف كش و خويشاوندان وحشي آنها درمورد برخي از گياهان زراعي بالاست و مي بايست مورد توجه قرارگيرد. البته فناوري جديد انتقال از قبيل انتقال كلروپلاست ممكن است ريسك فرار ژن هاي ترا ريخته را كاهش دهند. زيرا گرده سبب انتقال هسته به جاي ژن هاي كلروپلاست مي شود. از جمله نگراني هاي اصلي درمسير توسعه گياهان زراعي مقاوم به علف كش ، پتانسيل انتقال ژن (هاي) مقاوم به ساير گونه هاست . امكان توليد دو رگ هاي مقاوم از تلاقي بين كلزاي مقاوم به گليفوزينيت و Brassica  campestris درمطالعات گلخانه اي و مزرعه اي به اثبات رسيد است.

گياهان زراعي ترا ريخته مقاوم به علف كش خودرو
گياهان زراعي خودرو از مشكلات معمول بسياري سيستم هاي تناوب زراعي به شمار مي روند. هر راهبرد مديريت علف هرز مي بايست مشتمل براقدامات كنترلي لازم براي مهار اين گياهان زراعي خودرو باشد. البته درصورتي كه اين گياهان زراعي خودررو تراريخته  مقاوم به علف كش باشند. گزينه هاي كنترلي محدود خواهد شد. مهمترين معضل مترتب بركلزاي مقاوم به علف كش، ظهور كلزاي خودرو دركشت هاي بعدي است كه نيازمند اقدامات كنترلي ديگري مي باشد.
ريزش بذور كلزا به هنگام برداشت اجتناب ناپذير است . تحقيقات نشان داده اند كه ميزان ريزش بذر كلزا تقريباً 5 درصد كل توليد آن است، كه به معناي ريزش حداقل 5000 بذر درهر متر مربع است. به نظر مي رسد كه اين بذور، توانايي ماندگاري چند ساله و آلوده نمودن ساير محصولات زراعي را دارند. ارزيابي هاي انجام شده در انگلستان نشان داده است كه 23 درصد مزارع غلات،9 درصد مزارع چغندرقند و 9 درصد مزارع سيب زميني آلوده به كلزاي خودرو بوده اند.
بذور تازه كلزا تقريباً فاقد خفتگي هستند، با وجود اين شرايط ازقبيل تاريكي و تنش سبب آغازش خفتگي مي شود. تنش آب ، درجه حرارت هاي پايين خاك يا سطوح پايين فراهمي اكسيژن درخاك ازجمله ديگر عواملي هستند كه سبب بروز خفتگي مي شوند .بقاي بذور خفته درخاك ممكن است به 10 سال برسد. اين موضوع اهميت مديريت دراز مدت مزارعي كه درآنها گياهان زراعي تراريخته كشت مي شوند را نشان مي دهد.
درنواحي كلزا كاري معمولاً درحواشي جاده ها كلزاهاي خودرو يافت مي شود . پرواضح است كه چنين گياهان خودرويي درنتيجه ريزش بذر از ماشين آلات كشاورزي و كاميون هاي حمل بذر به وجود آمده اند. انتقال بذور از مزرعه اي به مزرعه ديگر از طريق دستگاه كمباين نيز قابل توجه است، كه گوياي اهميت پاك نمودن كمباين پس از برداشت مزارع گياهان تراريخته است.

افزايش فشار انتخاب
اين موضوع  ريسكي است كه مترتب براتكاي بيش ازحد به يك يا دو گروه علف كشي است .ازجمله مهمترين عوامل درانتخاب گونه هاي علف هرز مقاوم به علف كش، سيستم هاي كشاورزي تك كشتي است؛ ديگر عامل استفاده مكرر از يك يا چند علف كش با جايگاه عمل يكسان است. درصورتي كه مقاومت به يك علف كش خاص به گياهان زراعي درتناوب انتقال داده شود، اين مشكل خود را نشان خواهد داد. گياهان زراعي مقاوم به علف كش درمقايسه با سيستم هاي رايج پتانسيل بيشتري براي ايجاد سيستم هاي تك كشتي/تك علف كشي دارند. براي مثال ذرت و سويا محصولات زراعي عمده درنواحي عمده درنواحي وسيعي از آمريكاي شمالي هستند. درچنين مناطقي استفاده از ذرت و سوياي تراريخته مقاوم به گليفوسيت درتناوب با همديگر سبب افزايش شديد فشار انتخاب مي شود.
گياهان زراعي مقاوم به علف كش با فراهم نمودن گزينه كنترلي درراهبرد ممانعت از مقاومت علف هاي هرز نقش ارزنده اي ايفا مي نمايند.البته بيم از گرايش يك سويه به طرف استفاده از يك گياه زراعي مقاوم به علف كش به ويژه درسيستم هاي تك كشتي موضوع فوق را با چالش روبرو مي سازد. از سوي ديگر امكان كاربرد چندباره علف كش طي يك فصل زراعي نيز وجوددارد. بي گمان چنين شرايطي ازطريق افزايش فشار انتخاب به گزينش علف هاي هرز مقاوم كمك خواهد كرد. چنين خطر بروز مقاومتي به خصوص براي علف كش هاي سازگار با محيطي از قبيل گليفوزينيت حائز اهميت است . كاربردهاي مكرر طي چندين سال متوالي ويژگي نبود اثرات باقي مانده اين علف كش ها را ضايع مي كند و بي شك احتمال انتخاب علف هاي هرز مقاوم را افزايش مي دهد اين موضوع درمورد ساير علف كش هاي بدون باقي مانده نظير پاراكوت به اثبات رسيده است.
نتيجه گيري
بيوتكنولوژي بايد بسان ابزاري نگريسته شود كه مي تواند در كنار ساير روشها با ملاحظه منافع و مضار آن مورد استفاده قرار گيرد . گياهان زراعي تراريخته مقاوم به علف كش  . راهبرد جايگزين بالقوه ارزشمندي براي مديريت علفهاي هرز عرضه داشته اند در صورت استفاده صحيح از آنها اين راهبرد محرك استفاده از علف كش هاي سازگار با محيط خواهد بود و ابزار ديگري براي كنترل علفهاي هرز در اختيار توليد كنندگان قرار مي دهد گياهان زراعي تراريخته مقاوم به علف كش  مي روند تا در سيستمهاي توليد كشاورزي جاي خود را باز كنند . كشاورزان خواهان توسعه گونه هاي زراعي مقاوم به علف كش بيشتري هستند . توسعه هر گياه زراعي مقاوم به علف كش جديد مي بايست همراه با راهبردهاي مديريتي باشد . اين راهبردها به گونه گياه  زراعي علف كشي كه گياه زراعي به آن مقاوم است تناوب هاي زراعي ممكن در يك ناحيه معين و تركيب علفهاي هرز موجود بستگي دارد .      تهیه کننده: فاطمه طالبی

منبع: 1- گیاهان تراریخته (ترانسژنیک) ترجمه: دکتر اصغر حیدری

         2- کارکرد فیزیولوژیک و کاربرد علف کش ها نوشته سید کریم موسوی

         3- فیزیو لوژی علف کش ها ترجمه دکتر محمد حسن راشد محصل

نوشته شده توسط الف. آور در ساعت 11:40 | لینک  |