مجله جامع کشاورزی و فضای سبز - بیماریهای آرمیلاریایی ریشه
شما میتوانید موضوعات مورد علاقه خود را در زمینه های مختلف کشاورزی و فضای سبز در این مجله ببینید

 

                                                     بیماریهای آرمیلاریایی ریشه

 بیماری آرمیلاریایی ریشه قارچ ریشه بلوط .پوسیدگی بوسیله قارچ کلاهدار، و پوسیدگی بند کفشی نیز نامیده می شود، بیماری مزمنی درتعداد زیادی از گیاهان چوبی است و سرانجام سبب  مرگ آنها می شود، بادام و گردو درمقایسه با فندق وپسته، آسیب بیشتری می بینند. پکان ( گردوی آمریکایی ) به ندرت مورد حمله این قارچ قرار می گیرد، گونه های آرمیلاریا بومی  جنگلهای سرتاسر جهان است درباغهایی شایع است که درزمینهایی که به تازگی از جنگلهای چوب سخت برگ ریزپاکسازی شده، احداث شده اند.دراین بخش بیماریهای ناشی ازگونه های مجموعه Armillaria mellea و پوسیدگی ریشه کلیتوسیبی ناشی از  A.tabescensمورد بحث قرار خواهد گرفت،   A.melleaدرآمریکای شمالی درقسمت شمال غربی اقیانوس آرام وجنوب شرق ایالات متحدمسئله ای مهم است، اما A.tabescens  بیشتردرجنوب شرقی از مریلند تافلوریداو ازغرب تا اوکلاهما و تگزاس انتشار دارد، این قارچ درمیشیگان و نیویورک به شکل غیربیماریزا وجود دارد.


گونه ها:

 

                                                                                                                

 

گرچه گونه های بسیاری از آرمیلاریا در طی سالها توصیف شده اند اما ویژگی ها و تفاوت های آنها نا مشخص است . بیماریشناسان گیاهی فهمیده اند که در پاتوژن گونه هایی وجود دارد اما مشکل بودن حل گوناگونی موجب شد تا همگی این پاتوژن ها را در گونه ای به نام mellea  جای دهند . هنگامی که مشخص شد که گروههای intersterile  یا گونه های بیولوژیک آرمیلاریا وجود دارد، این وضعیت تغییر کرد . در داخل یک گروه جفت گیری با سیستم جفت گیری نرمال انجام می شود اما معمولا در بین گروهها جفت گیری اتفاق نمی افتد . معمولا تفاوت های ظریفی بین گروهها در گزینش میزبان، حالت تهاجمی، جغرافیا، ریخت شناسی قارچ و  DNAدیده شده است . بیشتر گروهای intersterile حالا به گونه هایی که قبلا توصیف شده اند مرتبط شده اند و یا گروههای تازه ای توصیف شده است .  امروزه فکر می کنند که جنس آرمیلاریا حدود 400 گونه داشته باشد . برخی در چند قاره وجود دارند و برخی محدود به یک منطقه یا قاره هستند . حدود 9 گونه در امریکای شمالی شناخته شده است . دو پاتوژن مهم A.ostoyae    ( معمولا بر روی مخروطیان )،   و  A,mellea  ( معمولا روی نهاندانگان ) . احتمالا در توزیع  circumboreal   دارند به این معنا که آنها در نیمکره شمالی دیده  می شوند .

 

نشانه های بیماری

 

                                                          

 

 نشانه هایی که بیماری آرمیلاریایی ریشه دربرگ و طوقه ایجاد می کند، همان نشانه های مشخصه بسیاری ازبیماریهای ریشه است؛ یعنی رشد ضعیف قسمتهای هوایی، کم رشدی برگها، زردی قبل از بلوغ، برگریزی وسرخشکیدگی شاخه . خاکبرداری از ناحیه طوقه و ریشه های جانبی اصلی برای اثبات وجود قارچ عامل بیماری ضروری است .معمولا یک لایه سفید رنگ قارچ ( بادبزن یا پلاک 1میسلیومی ) بین بخشهای چوب وپوست درریشه های جانبی یا طوقه ریشه های درختان آلوده دیده می شود. بادبزنهای میسلیومی   A.melleaسوراخهای کوچکی ( به طول mm.1-5/0) دارند، مگر در میسلیومهای بسیارجوان یا بسیار پیر.   

A.mellea  ریزومورفهای سیاه یا قهوای رنگی تولید می کند که رشته های ریشه مانند به هم پیوسته بافت قارچی به قطر تقریباُ mm .2-1 درسطح ریشه های زنده ومرده و نزدیک سطح خاک تشکیل می شوند A.tabescens ،  ریزومورف تولید نمی کند ومیسلیومهای سفت و سیاه رنگ آن اغلب به صورت برجستگیهایی از شکاف پوست آلوده بیرون می زنند.  Armillaria  spp.سبب پوسیدگی سفید می شوند که چوب را به دلیل از بین  بردن اجزای دیواره سلولی تجزیه می کند . در مراحل پیشرفته پوسیدگی، رنگ چوب روشن تر وبافت آن اسفنجی یا رشته ای می شود ممکن است در پائیزکلاهکهای عسلی رنگ قارچ درپایه  درختان آلوده تشکیل شود.  

 

ارگانیسم عامل بیماری

 

 قارچ A. mellea  (Vahl:Fr.) P. Kumm  .  که  زمانی یک گونه محسوب می شد، درآمریکای شمالی  مجموعه ای از حداقل  9گونه متفاوت راتشکیل می دهد . این گونه ها از لحاظ بیماریزایی و دامنه میزبانی فوق العاده متنوع اند وبراساس مشخصات اندامهای باردهی، آزمونهای سازگاری آمیزشی وانگشت نگاری مولکولی بااستفاده از آزمون واکنش زنجیره ای پلیمرازPCR) ) ازیکدیگرمتمایز می شوند.اکثر تحقیقات نشان داده است که A.mellea  به مفهوم دقیق، مهاجم ترین ومهم ترین گونه در خشک میوه هاست . A.mellea توده هایی  ازقارچ به رنگ عسلی دارای کلاهکهای صاف، به قطر cm6-4 ؛ متغیرهای سفید تا قهوه ای فام؛ و حلقه ای روی پایه تولید می کند بازید یوسپورها درحالت توده ای سفید رنگ هستند . چهار گروه سازگار جنسی دارند  که  ممکن است همه آنها از یک بازید یوکارپ به وجود آمده باشند . میسلیوم هاپلوئید، نرم وسفید رنگ است میسلیوم دیپلوئید مسطح، سخت، ومعمولآ تیره است.بازید یومهادرون لایه بارده (هیمنیوم ) A.mellea فاقد قوس اتصال درقاعده هستند. اندامهای باردهی  A.tabescens(Scop.)Emel  شبیه  A.melleaولی فاقد حلقه درپایه هستند .

 

همه گیری شناسی وچرخه بیماری

 

             

 

Armillaria spp. در بقایای چوبی در خاک تا صد سال ادامه حیات می دهند . انتشار اولیه به داخل باغها زمانی اتفاق می افتد که ریشه درختان خشک میوه با ریشه های آلوده گیاهان قبلی یا رستنیهای باغ تماس پیدا کند. انتشار ثانویه بین درختان آلوده وسالم به وسیله تماس ریشه به ریشه یا ریزومورف به ریشه انجام می شود ومراکز یا کانونهای آلودگی که کمابیش دایره ای شکل اند تشکیل می شود ؛ ریزومورفها ممکن است درخاک تاچندین متر دورترازمنبع غذایی رشد کنند . اکثرشرایط، بازید سپورها بخش مهمی از چرخه زندگی این قارچها  را تشکیل نمی دهند.بیماری پوسیدگی آرمیلاریایی دربسیاری از انواع خاکها دیده می شود، ولی درخاکهای شنی سبک ودارای زهکشی خوب شایع تر است . به نظر می رسد افزایش شیوع بیماری با آبیاری زیاد درارتباط باشد؛ ولی این ارتباط در خشک میوه ها تا به حال آزمایش نشده است . درختانی که درمعرض تنش، مخصوصأ تنش خشکی قرار می گیرند، حساس ترند . درضمن احتمال دارد درختان سالم نیز درجایی که میزان زادمایه بالاست، مورد حمله قرار گیرند .

 

 نقش بازیدیوسپور ها :

 

نقش بازیدیوسپور ها مدتها یک معما در چرخه بیماری بود . ما می دانیم که گونه های آرمیلاریا armilaria مشترک اسپورهای زیادی تولید می کنند اما تلاش برای نشان دادن آلودگی  یا ایجاد saprobic توسط بازیدیوسپوها در طبیعت معمولا موفقیت آمیز نبوده است. البته شواهد فراوانی گرچه غیر مستقیم از مطالعات ساختار جمعیتی و بروز بیماری در کشتزارهایی که قبلا جنگل بوده اند، نشان می دهد که ایجاد قارچ ها از بازیدیوسپورها در این حالت اتفاق می افتد . تنوع در ساختار جمعیتی بین آن است که تنوع در بسامد این اتفاق ممکن است ناشی از آب و هوا خصوصا رژیم رطوبتی باشد .

 

انتقال محلی و مراکز بیماری :

 

               

 

شیوع محلی توسط رشد قارچ مطمئنا شایعترین منشا آلودگی است . این بیماری با انتقال میسلیوم در جاهایی که ریشه ها به هم می رسند و پیوند می خورند و یا به وسیله رشد ریزومورف ها از طریق خاک به درخت مجاور، اتفاق می افتد .منشا اینوکلوم می تواند یک سیستم ریشه درختی باشد که به تازگی مسموم شده یا سالها از مرگ ان می گذرد . اگر بیماری به این ترتیب پیشرفت کند تعداد زیادی درختان مرده به وجود می آید که اغلب به آنها مرکز ریشه بیمار گفته می شود . معمولا درختانی که مدتی از مرگشان می گذرد در مرکز این دایره و درختان در حال مرگ و آنهایی که علائم بیماری را دارا هستند در لبه ها هستند . ایزوله هایی از درختان در مرکز ریشه بیمار معمولا به همان genet یا کلون قارچ تعلق دارند.   گرچه آلودگی ممکن نیست به صورت مقطعی و موضعی به این روش سامان داده شده باشد، وقتی بیماری ایجاد می شود مهم است مرکز بیماری را شناسایی کنیم تا بتوانیم درک کاملی از همه گیری ( اپیدومولوژی ) محلی بیماری به دست بیاوریم .

 

تولید مثل جنسی :

 

سازگاری جنسی بین بازیدیوسپورهای منفرد با دو هسته mating-type  تنظیم می    شود  با الل های چند گانه در جمعیت . ایزوله ها باید الل های مختلفی در هر دو هسته  داشته  باشند  تا  از نظر جنسی  سازگار باشند . اگر اینگونه  باشند  هیف ها     می توانند  جوش  بخورند  سپس  هسته  به  فاصله  کوتاهی  جوش   می خورد  تا  یک  میسلیوم دیپلوئید ایجاد کند . چنین می سلیومی فاز غالب است که  در جنگل پیدا می شود؛ در خاک به عنوان ایزومورف و دردرختان در حال مرگ نیز پیدا    می شوند . در نهایت زمانی که شرایط مناسب باشد قارچ ها تولید می شوند . ممکن است در برخی از گونه های تغییرات هسته واسطه ای رخ دهد اما در نهایت در سلول های خاص ( بازیدیا ) که در gillهای قارچ ردیف شده اند میوز موجب تشکیل 4 هسته هاپلوئید می شود . هر هسته وارد یک بازیدیوسپور در حال رشد می شود و چرخه جنسی را کامل می کند .


 تولید مثل غیر جنسی :

 

 گونه های آرمیلاریا اسپور غیر جنسی تولید نمی کنند اما آنها قادرند به صورت محلی پراکنده شوند و درختان جدید را کلونایز کنند . آنها این کار را از طریق رشد به عنوان میسلیوم از طریق تماس ریشه ای یا پیوند بین ریشه ای؛ و یا رشد از طریق خاک به عنوان ریزومورف ( با قطر 1-5 میلیمتر به درخت مجاور ) انجام می دهند .

 

 کنترل

 

وقتی بیماری درباغ مستقر شد ،هیچ روش به راستی موثری برای کنترل بیماری آرمیلایی ریشه وجود ندارد . درختان مرده ودرحال مرگ باید حذف شوند . قبل از دوباره کاری درباغ، باید تمام ریشه های چوبی به قطرcm5،2یا بیشتراز خاک خارج زمین حداقل به مدت یک سال به آیش گذاشته شود . تدخین خاک با متیل برومید درزمان خشک بودن خاک، تاحدودی موثر است .  اما موفقیت این تیمار بستگی به نوع خاک ورطوبت آن دارد . تدخین کشتهای تجارتی درنواحی معینی است ولی به ندرت باعث ریشه کن شدن بیمارگر می شود، زیرا گونه های آرمیلاریا قادرند درقطعات بزرگ ریشه ودرریشه هایی که دور تراز ناحیه تدخین شده قرار دارند، ادامه حیات دهند . کاشت پایه های مقاوم، موٌثرترین روش کنترل بیماری آرمیلاریایی ریشه است . مقاومت نسبی در پایه های گردو شناخته نشده است . پایه های هیبریدی (دورگه ) پارادوکس وسیاه کالیفرنیایی شمالی نسبت به گردوی انگلیسی ارجحیت دارند، اما تغییرات قابل توجهی درمزرعه دیده شده است وحساسیت به بیماری ممکن است بستگی زیادی به شرایط مکانی داشته باشد . پایه آلوی ماریانا 2624، طول عمر درختان بادام حساس به گونه های آرمیلاریا را زیاد تر می کند ولی با بسیاری از ارقام مهم بادام سازگار نیست . درآزمایشهای محدود مزرعه ای،  پایه های پسته Pistacia terebinthus , و  p .. UCB-1  (  P.atlanica  x  integerrima )  متحمل وپایه ها  P.atlantica وPintegerrima  حساس بوده اند .روشهای زراعی درمدیریت بیماری آرمیلاریایی ریشه خشک میوه ها، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند . ممکن است مدیریت آب عاملی مهم باشد، ولی اطلاعات اندکی درارتباط باکاهش بیماری براثرافزایش توان گیاه وجود دارد. دراسترالیا ثابت نشده است که استفاده از موانع پلاستیکی ویا گود کردن اطراف ناحیه آلوده سبب به تعویق انداختن پخش و انتشار بیماری در باغهای درختان میوه هسته دار شده است، ولی این روشهادر خشک میوه ها، مخصوصاً درپایه های گردوی دارای ریشه های عمیق آزمایش نشده است .

 

منابع :

 

1) کتاب بیماری های خشک – میوه های مناطق معتدله

ترجمه : مهندس بهنام خطابی ، مهندس مینا راستگو ، دکتر یوبرت قوستا

نویسندگان : بت توییت دیل ، تمیستو کلس جان میکاییلیدس ، جی ویلیام شیدت

 

2) http://www . apsnet .org / education/lessonsplantpath /

Armillaria/symptom.htm       

   

فرستنده : الهام حسنی

 

نوشته شده توسط الف. حسنی در ساعت 0:1 | لینک  |