اسفند
شما میتوانید موضوعات مورد علاقه خود را در زمینه های مختلف کشاورزی و فضای سبز در این مجله ببینید    

 اسفند  Peganum harmala

      

اِسْفَنْد يا اسپند، سِپَنْد، نام‌ گياهى‌ است‌ خودرو، پايدار و هميشه‌ سبز كه‌ در كوه‌ و بيابان‌ و زمينهاي‌ كويري‌ مى‌رويد. نام‌ اين‌ گياه‌ از كلمة «سْپِنْته‌3» در اوستا گرفته‌ شده‌، و در زبان‌ پهلوي‌ به‌ معنى‌ «افزونيك‌»، يعنى‌ بركت‌ دهنده‌ و مقدس‌ آمده‌ است‌ گياه‌ اسفند به‌ سبب‌ داشتن‌ خاصيتهاي‌ طبى‌ در درمان‌ برخى‌ از بيماريها به‌ كار مى‌رود . در فرهنگ‌ عامة مردم‌ سرزمينهاي‌ اسلامى‌، اسفند و دانة آن‌ مقدس‌ شمرده‌ مى‌شود و آن‌ را براي‌ رماندن‌ بلاها و آفتها و دفع‌ چشم‌ زخم‌ به‌ كار مى‌برند
خانواده‌: اسفند از تيرة سُدابيان‌4، و از گياهان‌ بومى‌ آسيا ). اسفند را نوع‌ «سداب‌ِ بَرّي‌» يا «سداب‌ِ كوهى می نامند.‌

ويژگيهاي‌ رويش‌: اسفند ساقه‌اي‌ به‌ بلندي‌ حدود نيم‌ متر، برگهاي‌ سبز مايل‌ به‌ آبى‌ با لكه‌هاي‌ روشن‌، گلهاي‌ سفيد و درشت‌ با 5 كاسبرگ‌ و 5 گلبرگ‌ موجدار بزرگ‌ دارد . ميوة اسفند پوشينه‌دار و كروي‌ و داراي‌ دانه‌ها يا تخمهاي‌ متعدد سياه‌ رنگ‌ است‌. اين‌ گياه‌ بيشتر در نواحى‌ خشك‌ و باير و حاشيه‌هاي‌ كوير ايران‌، راه‌ تهران‌ به‌ قم‌ و اصفهان‌، تهران‌ به‌ قزوين‌، رستم‌ آباد و رودبار، اطراف‌ كرج‌، بوشهر، ازنا، جادة تفرش‌ و نواحى‌ ديگر ايران‌ مى‌رويد. اين‌ گياه‌ در «زمينهاي‌ حاره‌ و لامزروع‌» افغانستان‌ ، زمينهاي‌ سنگلاخ‌ و شيب‌دار كريمه‌ ، GSE, سرزمينهاي‌ افريقاي‌ شمالى‌ و جنوب‌ اروپا و در عربستان‌، سوريه‌ و در بخشهايى‌ از سرزمين‌ هند به‌ فراوانى‌ مى‌رويد.

 
خواص‌ طبى‌: اسفند از خانوادة گياهان‌ دارويى‌ است‌. اين‌ گياه‌ به‌ سبب‌ داشتن‌ روغنى‌ فرار، بويى‌ تند و بد، و مزه‌اي‌ گس‌ و تلخ‌ دارد. در دانه‌هاي‌ اسفند دو نوع‌ آلكالوئيد به‌ نام‌ هرملين‌ يا هرمين‌1 هست‌ كه‌ ماده‌اي‌ بلوري‌ و زرد رنگ‌ است‌ .


از سده‌هاي‌ پيش‌ از ميلاد خاصيتهاي‌ درمانى‌ اسفند نزد بسياري‌ از مردم‌ سرزمينهاي‌ مديترانه‌ و آسيا شناخته‌ شده‌ بوده‌ است‌. پلينى‌، طبيعى‌دان‌ رومى‌ در نخستين‌ سدة ميلادي‌، چند صفحه‌ از كتاب‌ بيستم‌ خود را به‌ خواص‌ گوناگون‌ سداب‌ و گياهان‌ وابسته‌ به‌ اين‌ تيره‌، به‌خصوص‌ اسفند ، اختصاص‌ داده‌ است‌ . او كاربرد اسفند و تركيبهاي‌ دارويى‌ برساخته‌ از آن‌ را در درمان‌ انواع‌ بيماريها، دردها، گزيدگيها و پيشگيري‌ از بيماريها و ناخوشيها، و نيز روشهاي‌ كاربرد آنها را شرح‌ مى‌دهد . ديوسكوريدِس‌ پزشك‌ يونانى‌ سدة 1 م‌ و مؤلف‌ كتاب‌ «مواد طبى‌» نيز از كاربرد اسفند در درمان‌ بيماريها و دردهاي‌ گوناگون‌ سخن‌ گفته‌، و آن‌ را در معالجه‌ درمان‌ بسياري‌ از دردها و ناخوشيها همچون‌ پهلو درد، سينه‌ درد، تنگى‌ نفس‌، سرفه‌، ورم‌ ريه‌، درد مفاصل‌، بستن‌ زهدان‌، دفع‌ كرم‌، گوش‌ درد، خارش‌ و ورم‌ حاد به‌ كار برده‌ است‌

پلينى‌ مى‌نويسد: خوردن‌ اسفند همراه‌ با كلم‌، تبهاي‌ شديد و دردهاي‌ معده‌ را تسكين‌ مى‌دهد. مصرف‌ تخم‌ اسفند همراه‌ با كلم‌ براي‌ آوردن‌ «جُفت‌ِ بچه‌»، و درمان‌ گزيدگى‌ موش‌ حشره‌خوار مفيد است‌ .

گياه‌ اسفند به‌ سبب‌ خواص‌ طبى‌ شناخته‌ شده‌اش‌ از داروهايى‌ است‌ كه‌ در جهان‌ اسلام‌ نيز كاربرد فراوان‌ داشت‌. عيسى‌ بن‌ ماسه‌  كه‌ در بيمارستان‌ مرو كار مى‌كرد، حرمل‌ (اسفند) را در درمان‌ برخى‌ بيماريها همچون‌ صرع‌ به‌ كار مى‌برد . كندي‌، اسفند را در درمان‌ بيماريهاي‌ ماليخوليا و صرع‌ به‌ كار مى‌گرفت‌ و كچلى‌ و بواسير را با مرهمى‌ برساخته‌ از اين‌ گياه‌ مداوا مى‌كرد  از برگها و تخمها و شيرة اسفند در درمان‌ بيماريهاي‌ ديگر استفاده‌ مى‌كردند. هوپر مى‌گويد: امروزه‌ تخم‌ اسفند را همچون‌ دارويى‌ تقويت‌ كننده‌ و پاك‌ كننده‌ و محرك‌ قوة باه‌ به‌ كار مى‌برند . به‌هنگام‌ تب‌ شديد جوشاندة حرمل‌ (اسفند) را به‌ بيمار مى‌نوشانيدند .


طبيعت‌ گياه‌ اسفند را «گرم‌ و خشك‌» مى‌دانستند و خوردن‌ آن‌ را براي‌ «دفع‌ رطوبت‌ و نفخ‌ و باد معده‌ و امعاء» تجويز مى‌كردند  . ابن‌ بطريق‌ تخم‌ اسفند را براي‌ برطرف‌ كردن‌ رطوبت‌ و حرارت‌ بدن‌ به‌ كار مى‌برد . ابو منصور موفق‌ هروي‌ در الابنية عن‌ حقايق‌ الادويه‌ به‌ سودمندي‌ «حرمل‌ كه‌ سپند خوانند» در برطرف‌ كردن‌ «تاريكى‌ بصر» و «وجع‌ المفاصل‌» اشاره‌ مى‌كند و مى‌نويسد: سپند را «چون‌ بكوبند و به‌ انگبين‌ بسرشند و زهرة ماكيان‌ اندر او كنند و زعفران‌ و عصارات‌ رازيانه‌، سود كند تاريكى‌ بصر را و وجع‌ المفاصل‌ را نيز» . هنوز در برخى‌ نقاط افغانستان‌ مردم‌ جوشاندة گياه‌ اسفند را روي‌ اندامهايى‌ كه‌ «دچار وجع‌ مفاصل‌ و يا باد باشد، مى‌مالند تا درد دفع‌ گردد» .

 
بيرونى‌ دربارة معالجة «گَري‌» و «خارش‌ پوست‌» مى‌نويسد: شير حرمل‌ را مى‌گيرند ومقداري‌ پشم‌ يا پنبه‌ را 10 روز در آن‌ خيس‌ مى‌كنند تا بپوسد. بعد پشم‌ يا پنبة پوسيده‌ در شير حرمل‌ را روي‌ پوست‌ اندامى‌ كه‌ گَرْ يا خارش‌ دارد، مى‌مالند تا بهبود يابد . عوض‌ الله‌ در خواص‌ گياه‌ اسفند مى‌نويسد: اسفند براي‌ كسانى‌ كه‌ تشنج‌ دارند، زيان‌ آور است‌ و سبب‌ سقط جنين‌ مى‌شود. ادرار مى‌آورد و خون‌ قاعدگى‌ را مى‌گشايد. اگر بر اندامهاي‌ مفصل‌ و سر بمالند، درد آنها را تسكين‌ مى‌دهد. نوشيدن‌ و ماليدن‌ داروي‌ بر ساخته‌ از اسفند براي‌ كسى‌ كه‌ قولنج‌ دارد، سودمند است‌. بادها و عِرق‌ النسا و تاسه‌ يا تنگى‌ نفس‌ و دردهاي‌ سينه‌ و ريه‌ را دفع‌ مى‌كند . زرگري‌ نيز دانه‌هاي‌ اسفند را «خواب‌ آور، معرّق‌، ضدكرم‌ و قاعده‌آور» مى‌داند و مى‌نويسد در «طبابتهاي‌ قديم‌ اعراب‌» به‌ كار مى‌رفت‌ و «هنوز هم‌ در طب‌ عوام‌ كم‌ و بيش‌» به‌ كار مى‌رود .


قداست‌ اسفند: اسفند در نزد عامة مردم‌ بسياري‌ از سرزمينهاي‌ جهان‌، به‌ ويژه‌ مسلمانان‌، جايگاه‌ و ارزش‌ خاصى‌ داشته‌ است‌. از زمانهاي‌ بسيار كهن‌ ايرانيان‌ اسفند را گياهى‌ مقدس‌ مى‌پنداشتند و براي‌ آن‌ نيرويى‌ آسمانى‌ و شفابخش‌ و جادويى‌ تصور مى‌كردند. پيش‌ از ظهور زرتشت‌ در ايران‌، اسفند در كيش‌ «ديوپرستى‌» مقدس‌ شمرده‌ مى‌شده‌ است‌ .

 
عامة مردم‌ گياه‌ اسفند را مظهر يكى‌ از نيروهاي‌ فوق‌ طبيعى‌ بر روي‌ زمين‌ مى‌پنداشتند. در رده‌بندي‌ گياهان‌ مقدس‌، اسفند را مى‌توان‌ در ردة «رماننده‌ها» يا «نَفِرات‌» جاي‌ داد. اين‌ گياه‌ به‌ سبب‌ خاصيت‌ و نيز نيروي‌ رمانندگى‌ بوي‌ تند و زنندة دود ناشى‌ از سوختن‌ دانه‌هاي‌ آن‌، در گندزدايى‌ محيط زيست‌ و در باور عامه‌، پالودن‌ فضا از ارواح‌ خبيث‌ و جن‌ و شياطين‌ به‌ كار برده‌ مى‌شده‌ است‌. از حضرت‌ رسول‌(ص‌) نقل‌ كرده‌اند: «بر هر يك‌ از برگ‌ و دانة گياه‌ اسفند مَلَكى‌ موكل‌ است‌ كه‌ با آنها هست‌ تا كه‌ بپوسد». همچنين‌ گفته‌اند: «ريشه‌اش‌ و شاخه‌اش‌ غم‌ و سحر را برطرف‌ مى‌كند و در دانه‌اش‌ شفاي‌ هفتاد درد است‌»، «پس‌ مداوا كنيد به‌ اسفند و كندر» . كاشانى‌ در عرايس‌ الجواهر به‌ اثر سوختن‌ كندر و حرمل‌ و دانه‌هاي‌ ديگر و پراكندن‌ دود آن‌ در خانه‌ براي‌ رماندن‌ جنيان‌ و شياطين‌ اشاره‌ مى‌كند و مى‌نويسد: «كندر  و قُسط نو فراگيرند و همة ساير اجزا بر نو، و همه‌ را بَرغول‌ كنند و به‌ قدري‌ قسط و قشور مِحْلَب‌ و حرمل‌ سفيد تركيب‌ كنند و از اين‌ معجون‌ هر شبى‌ در عرصة خانه‌ دود كنند، ديو و جن‌ و شياطين‌ از آنجا بگريزند» . اين‌ باور در شعرهاي‌ نظامى‌ (ص‌ 296) و ناصر خسرو (ص‌ 143) نيز به‌ روشنى‌ آمده‌ است‌. مصريان‌ و برخى‌ از مردم‌ عرب‌ و ترك‌ هر روز صبح‌ با گياه‌ اسفند شياطين‌ را از فضاي‌ خانه‌هاي‌ خود دور مى‌كردند و هواي‌ فاسد و آلوده‌ را از زيستگاه‌ خود بيرون‌ مى‌راندند . در گذشته‌، ايرانيان‌ هم‌ هر روز صبح‌ براي‌ گشايش‌ كار، اسفند و كندر دود مى‌كردند .


هيچ‌ گياهى‌، به‌ باور الياده‌، به‌ خودي‌ خود ارزشمند نيست‌. ارزش‌ گياه‌ به‌ پيوندش‌ با يك‌ نمونة مثالى‌، يا به‌ تكرار مجموعه‌اي‌ از اعمال‌ و كلماتى‌ است‌ كه‌ گياه‌ را با جدا كردن‌ از محيط دنيوي‌ آن‌، مقدس‌ مى‌كند  دربارة تقدس‌ و ارزش‌ اسفند گفته‌اند:


1. اسفند گياهى‌ است‌ كه‌ كسى‌ آن‌ را نكاشته‌، و كسى‌ تخمش‌ را نيفشانده‌، و به‌ خودي‌ خود و با قدرت‌ خدايى‌ روييده‌ است‌. در پنداشت‌ بسياري‌ از مردم‌ جهان‌ چنين‌ گياهانى‌ جنبة قدسى‌ مى‌يابند و از نيرو و خاصيت‌ جادويى‌ - درمانى‌ برخوردارمى‌شوند.درميان‌مسيحيان‌فرانسه‌ وِردي‌ رايج‌ است‌ كه‌ به‌ خصوصيت‌ اين‌ چنين‌ گياهان‌ مقدس‌ اشاره‌ مى‌كند و مى‌گويد: «اي‌ گياه‌ مقدس‌ كه‌ نه‌ تخمت‌ را افشانده‌اند و نه‌ تو را كاشته‌اند، قدرتى‌ را كه‌ خداوند به‌ تو بخشيده‌ است‌، آشكار كن‌» ايرانيان‌ در يكى‌ از وردهاي‌ مخصوصى‌ كه‌ به‌ هنگام‌ دود كردن‌ اسفند مى‌خوانند، پديداري‌ اين‌ گياه‌ را به‌ خدا نسبت‌ مى‌دهند و مى‌گويند: «... اسفند را خداوند بنا كرد» .


2. برخى‌ منابع‌ «خبز المشايخ‌» را همان‌ اسفند دانسته‌، و آن‌ را با حضرت‌ مريم‌ مربوط كرده‌، گفته‌اند: حضرت‌ مريم‌ به‌ هنگام‌ درد در زادن‌ عيسى‌(ع‌)، بر گياه‌ «خبز المشايخ‌» چنگ‌ و پنجه‌ افكند. اين‌ گياه‌ در اثر پنجه‌هاي‌ مريم‌ به‌ صورت‌ 5 انگشت‌ درآمد. از اين‌ رو، در فارسى‌ آن‌ را پنجة مريم‌، چنگ‌ مريم‌، شجرة مريم‌ و بخور مريم‌ ناميده‌اند.
زرياب‌ به‌ نقل‌ از مايرهوف‌ در شرح‌ اسماء عقّار مى‌نويسد: «شجرة مريم‌ را به‌ گياهان‌ متعدد اطلاق‌ كرده‌اند، از جمله‌ سيكلمه‌1 و پارثنيوم‌2»، و مى‌افزايد: «پارثينوم‌ در يونانى‌، دوشيزگى‌ و عذرا بودن‌ را مى‌رساند و با نام‌ مريم‌ متناسب‌ است‌» (ص‌ 368).

در برخى‌ گويشهاي‌ فارسى‌، مانند گويش‌ سروستانى‌، گياه‌ اسفند را «نِوَند» خوانند . «نيوند» را صاحب‌ برهان‌ قاطع‌ «حرمل‌ عامى‌» و «نوعى‌ سداب‌ كوهى‌» دانسته‌ كه‌ همان‌ گياه‌ اسفند است‌ (نك: ذيل‌ همين‌ نام‌). داعى‌ الاسلام‌ در فرهنگ‌ نظام‌ (ذيل‌ نوند) اين‌ بيت‌ از سنايى‌ را به‌ عنوان‌ شاهد مثال‌ «نوند» كه‌ آن‌ را براي‌ دور كردن‌ چشم‌ زخم‌ در آتش‌ مى‌ريختند و مى‌سوزاندند، آورده‌ است‌: از پى‌ چشم‌ زخم‌ خوش‌ صنمى‌  خويشتن‌ را بسوز همچو نوند.  
نوند يا نيوند را هم‌ به‌ حضرت‌ مريم‌ پيوند داده‌، و «نيوند مريم‌» خوانده‌اند و آن‌ نوعى‌ از حرمل‌ يا هزار اسفند است‌ و به‌ عربى‌ «حب‌ّ المحلب‌» خوانند .

در فرهنگ‌ عاميانة مردم‌ ايران‌، براي‌ استوار ساختن‌ و تشديد قداست‌ اسفند، آن‌ را به‌ چند تن‌ از پيشوايان‌ و ائمه‌ مانند پيامبر اسلام‌(ص‌)، حضرت‌ على‌(ع‌) و حضرت‌ فاطمه‌(ع‌) وابسته‌ كرده‌اند كه‌ هر يك‌ به‌ نحوي‌ در گزيدن‌، كاشتن‌ و چيدن‌ گياه‌ اسفند دست‌ داشته‌اند. در اوراد مخصوص‌ «اسفند دود كردن‌» آشكارا به‌ اين‌ باور عامه‌ اشاره‌ شده‌ است‌ .


3. در فرهنگ‌ ايران‌ رنگ‌ سبز و سبزي‌، نمادي‌ از حيات‌ و فراوانى‌ و بركت‌ بوده‌، و به‌ اين‌ سبب‌ جنبة قدسى‌ داشته‌ است‌. هميشه‌ سبز و رويا و بارور بودن‌ گياه‌ اسفند نيز مانند درخت‌ سرو، انگيزة ديگري‌ بر مقدس‌ و مبارك‌ شمردن‌ اسفند در ميان‌ مردم‌ به‌ شمار مى‌رفته‌ است‌. در برخى‌ جامعه‌هاي‌ سنتى‌ ايران‌ شاخه‌هاي‌ اسفند را مى‌كندند و براي‌ بركت‌ و فزونى‌ بخشيدن‌ به‌ محصولات‌ به‌ كار مى‌بردند؛ مثلاً جندقيها پس‌ از اينكه‌ گندم‌ را در خرمنگاهها خرمن‌ مى‌كردند، يك‌ دسته‌ شاخة سبز اسفند بر سر خرمن‌ مى‌گذاردند و براي‌ بركت‌ گندم‌ دعايى‌ مى‌خواندند . همچنين‌ در ميان‌ مردم‌ روستاي‌ كمره‌ رسم‌ بود كه‌ دسته‌اي‌ از شاخه‌هاي‌ اسفند سبز و تازه‌ را كه‌ به‌ آن‌ «گُل‌ْ مشكه‌» مى‌گفتند، مى‌چيدند و به‌ هنگام‌ كَره‌زنى‌، به‌ طناب‌ «مشكه‌» مى‌آويختند (فرهادي‌، 327)، تا به‌ اين‌ طريق‌ به‌ كره‌ بركت‌ و فراوانى‌ بخشند. در قديم‌ مبلغان‌ مسيحى‌ با جاروهايى‌ كه‌ از شاخه‌هاي‌ اسفند ساخته‌ شده‌ بود، براي‌ تيمن‌ و تبرك‌، آب‌ به‌ مردم‌ مى‌پاشيدند بسياري‌ از مردم‌ جهان‌، گياه‌ اسفند را به‌ نشانة «فيض‌» و «بركت‌» نيز به‌ كار مى‌برده‌اند

خواص درمانی: مردم به اثر ضد عفونی کنندگی اسفند در زمانهای دور پی برده بودند و در اطراف بستر بیمار و جاهای پر ازدحام از آن دود می کردند و بدین طریق محیط را ضد عفونی می کردند. نوشیدن جوشانده ریشه اسفند در هر روز صبح ناشتا برای درمان اگزما مفید می باشد کسانی که به علت ضعف مثانه یا سستی کمر دچار شب ادراری می باشند شبها با خوردن مخلوطی از تخم رازیانه و اسفند و صبح ها با خوردن یک یا دو عدد تخم مرغ و کمی عسل شب ادراری آنها درمان خواهد شد.

 

منابع:

(نيبرگ‌، ؛ II/26 رايشلت‌، 270 ؛ قس‌: پورداود، 79-80).

( دائرة المعارف‌ آريانا، 3/2012)

(هدايت‌، نيرنگستان‌، 114).

(«دائرة المعارف‌ كلمبيا1»، ؛ IV/1844 «دائرة المعارف‌ كلير»، .(XX/269 )

(حكمت‌ يغمايى‌، 120).

نویسنده: م.

نوشته شده توسط م. سامانی در ساعت 11:32 | لینک