علفهای هرز، گیاهان واردشده یا بومی هستند که اثر نامطلوبی بر محیط و متعاقب آن بر نوع بشر دارند. کنترل بیولوژیک از زمانی آغاز شد که انسان اولیه به کشاورزی روی آورد و در واقع این نوع کنترل ریشه در مطالعات اولیه تاریخ طبیعی دارد. دشمنان طبیعی در محدودکردن تراکم جمعیت گیاهان در محدوده بومی خود مهم هستند در کنترل کلاسیک بیولوژیک، دشمنان طبیعی که دارای میزبان تخصصی هستند از منطقه بومی گیاه به منطقه مقصد منتقل میشوند. وارد کردن دشمن طبیعی مناسب برای علف هرز اغلب منجر به کنترل آن میشود. (1)
روشهای غیرشیمیایی کنترل علفهای هرز، شامل کنترل بیولوژیکی میباشند که توسط دباخ (1964) به صورت زیر تعریف میشود: کنترل بیولوژیک عبارت از مطالعه و استفاده از انگلها، مهاجمین و عوامل بیماریزا برای تنظیم تراکم جمعیت میزبان. دشمنان طبیعی آفت موردنظر همان عوامل کنترل هستند. کنترل بیولوژیکی را میتوان به دو دسته کنترل بیولوژیک کلاسیک و کنترل سیلآسا تقسیم نمود.
کنترل بیولوژیک کلاسیک، عبارت از واردکردن عوامل کنترل در منطقهای است که محدوده بومی آنها نبوده و باعث کنترل دائم جمعیتهای علفهای هرز موردنظر که به آن منطقه وارد شدهاند میگردد. (هوکان، 1985، واگ و گرنیته، 1988) عوامل کنترل بیولوژیک کلاسیک، معمولاً از حشرات یا عوامل بیماریزای گیاهی هستند. اما از دیگر دشمنان طبیعی مثل نماتدها نیز استفاده میشود. کنترل بیولوژیک سیلآسا عبارت است از پخش و آزادسازی مقدار زیادی از عامل کنترل بیولوژیک که معمولاً بیش از یک بار انجام میشود، با این هدف که تراکم آن را که ممکن است مثلاً موجود بوده و یا به حد کافی نباشد به اندازهای برساند که بتوان باعث کنترل علف هرز شود. عوامل کنترل در این گروه معمولاً عوامل بیماریزای گیاهی هستند که به هنگام استفاده در این روش، علفکشهای قارچی نامیده میشوند. (1)
کنترل بیولوژیک عبارت است از استفاده از دشمنان طبیعی نظیر حشرات، کنهها، نماتدها، قارچها، باکتریها، ویروسها و جانوران خاکزی و آبزی از جمله حلزونها، ماهیهای گیاهخوار نظیر کپور، غاز و بز، بر علیه آفات، بیماریها و علفهای هرز و کاهش جمعیت آنها تا سطح قابل تحمل. (2)
عوامل زنده بیولوژیکی بر روی علفهای هرز یکساله و دارای رشد سریع که در گیاهان زراعی یکساله میرویند، موثر نیستند. محیطهایی که در آنها شخم مستمر، زراعی یا به طور میانگین از آفتکشها استفاده شده است، به میزان زیادی بیثبات بوده و عوامل زنده کنترل بیولوژیکی شانس کمی برای زنده ماندن دارند. مهمتر از آن عوامل کنترل بیولوژیکی قادر به افزایش سریع جمعیت خود را در ابتدای فصل که معمولاً علفهای هرز بیشترین خسارت را به محصول وارد میکنند، نمیباشد. (3)
معیار موفقیت در کنترل بیولوژیکی
یک عامل کنترل بیولوژیکی زمانی موفق است که علاوه بر توانایی از کاهش جمعیت علفهای هرز تا سطوح غیرمخرب دارای این خصوصیات نیز باشد.
این عامل نباید زیانی به گیاهان زراعی وارد کند. باید قادر به تولید مثل سریع باشد تا از رقابت علفهای هرز با گیاهان زراعی جلوگیری کند؛ از تکثیر و استقرار دوباره آن در مزرعه ممانعت کند. باید مقاوم باشد و قادر به حفظ موازنه جمعیت خود و علفهای هرز باشد و باید با شرایط محیطی میزبان سازگار باشد. همچنین باید از گزند دشمنان و عوامل بیماریزای خود به دور باشد.
یکی از مشکلات موجود در استفاده از کنترل بیولوژیکی، احتمال تغییر ذائقه عوامل کنترل از علفهای هرز به گیاهان زراعی است. اگرچه هیچ کدام از صدها حشرهای که به عنوان عوامل کنترل بیولوژیکی در آمریکا استفاده شدهاند تا به حال این تغییر میل غذایی را نشان ندادهاند. اکثر علفهای هرزی که بومی آمریکا نبوده و به کشور وارد شدهاند چون معمولاً دشمنان طبیعی خود را از موطن اصلی خود به همراه نیاوردهاند، به همین دلیل به سرعت در محل جدید رشد و گسترش مییابند. حال آن که در کشور مبدأ فراوانی علفهای هرز به وسیله دشمن طبیعی خود محدود میشود. به همین علت جستجو برای یافتن دشمنان طبیعی یک علف هرز در منطقه بومی آن علف هرز انجام میشود. (3)
کنترل در مقایسه با ریشهکنی توسط روشهای بیولوژیک
روشهای کنترل بیولوژیک علفهای هرزی را که از راه بذر در حالت رکود تولید مثل میکنند ریشهکن نمیسازد. بذر درحالت رکود در سالهای بعد (تا 100سال) درجایی که دیگر سازههای کنترل بیولوژیک وجود ندارد، جوانه زده و تولید بذر میکند. (4)
مزایای روش کنترل بیولوژیک
مهمترین مزیت این روش استفاده حداقل از سموم شیمیایی است که در نتیجه از اثرات منفی علفکشها روی محیط زیست و موجودات زنده نظیر ماهیها کاسته شده و سلامتی محیط زیست حفظ میشود.
چون دشمنان طبیعی آفات، بیماریها و علفهای هرز در اکثر موارد با خود آنها تحت شرایط یکنواخت زندگی میکنند، لذا استفاده از آنها به سهولت امکانپذیر است. گفتنی است که این عوامل بیولوژیک نیز از مناطقی آورده میشوند که علف هرز بومی آن منطقه است و به وسیله این دشمنان طبیعی کنترل میشوند.
کنترل بیولوژیک در صورت نتیجهبخش بودن هزینه کمتری داشته و روش موثر و کمهزینه است.
مصرف انرژی در این روش کمتر است.
کنترل بیولوژیک میتواند در سطح وسیعی مورداستفاده قرار گرفته و جانشین روشهای دیگر شود.
معایب روش کنترل بیولوژیک
هزینه مطالعات مربوط به این روش قابل توجه است.
پیدا کردن عامل زنده موثر پرهزینه میباشد.
فقط روی یک علف هرز خاص تاثیر میکند. لذا در مناطقی که تنوع گونههای علفهای هرز زیاد باشد، انتخاب موجودی که بتواند روی فلو متنوع منطقه تاثیر کنترلی داشته باشد مشکل است.
به مسافرتها و ارزیابیهای زیاد نیاز دارد.
در کنترل علفهای هرز، آفات و بیماریها در داخل مزارع به دقت و بررسیهای زیاد نیاز دارد. چون در کشاورزی مدرن از انواع مختلف قارچکشها و حشرهکشها به طور وسیع استفاده میشود که ممکن است روی عوامل زنده کنترل بیولوژیک تاثیر منفی داشته باشند.
در اکوسیستمهای ایزوله شده نتایج بهتری خواهند داشت.
در سطوح کوچک قابل پیاده کردن نمیباشد.
کنترل بیولوژیک علفهای هرز در اکوسیستمهای پایه از نظیر باغات و مراتع موفقتر است. زیرا عملیات کاشت، داشت و برداشت گیاهان زراعی و اجرای تناوب زراعی در داخل مزارع ممکن است به طور مستقیم و یا غیرمستقیم فعالیت عامل کنترلکننده را تحت تاثیر قرار دهد.
دانههای موجود در داخل خاک را کنترل نمیکند.
تحقیقات انجام یافته روی آنها محدود بوده است.
سرعت پیشرفت کار در این روش کند است و در طولانیمدت نتیجه میدهد.
زمان موردنیاز جهت اجرا و نتیجهگیری از یک طرح کنترل بیولوژیک احتمالاً 15-10 سال طول بکشد و در نهایت ممکن است نتایج طرح موفق، نیمهموفق و یا حتی ناموفق باشد. (2)
منابع:
(۱)کنترل بیولوژیکی علفهای هرز تالیف:کی.الاس.هارلی و آی.دبلیو.فورنو ترجمه:دکتر حمید رحیمیان و مهندس بنایان
(۲)علفهای هرز و مدیریت آن ها تالیف:مهندس بهرام میرشکاری انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز
(۳)علفهای هرز و کنترل آنها تالیف:مریل ا.راس-کارول ا. لیمبی ترجمه:دکتر محمد حسن راشد محصل-دکتر حمید رحیمیان و مهندس محمد بنایان
(۴)اصول و روش های علم علفهای هرز تالیف:گلن سی.کلینگمن-فلویدام.اشتون
ترجمه:دکتر حسین غدیری