بسياري از موادشميايي باخواص مختلف به حوزه كنترل شيميايي علف هاي هرز راه يافته .تلاش فراوان جهت يافتن تركيبات مسموم كننده گياهان در طي 25 سال گذشته منجر به افزايش زيادي در تعداد علف كش هاي موجود شده است.
علف كش هارا به چند طديق ميتوان رده بندي كرد:
يكي از متداول ترين اين روش ها،مواد شيميايي بصورت الفبايي بر اساس نام عمومي آنها فهرست شده است. اين مواد شيميايي بصورت الفبايي برحسب نام تجاري ونام عمومي مترادف آن ليست شده است.
دومين روش، تركيبات رابصورت شيميايي دسته بندي ميكند. اين روش از اين نظر سودمند است كه كليه تركيباتي را كه داراي قرابت شيميايي هستند گروه بندي ميكند.
سومين طبقه بندي ، دسته بندي هاي مختلف را براساس چگونگي مصرف اين مواد جهت حصول نتايج مطلوب فراهم كرده است. خصوصيات فيزيولوژيكي هر علف كش چگونگي مصرف آن را تعيين ميكند.
در حال حاضر متجاوز از 150تركيب بنيادي وجود دارد كه به عنوان علف كش به مصرف ميرسند،تفاوت خصوصيات اين تعداد و انواع ديگر مواد شيميايي در سميت،انتخابي بودن،قابليت انتقال،روش و نحوه عمل ودرقابليت دسترسي وقيمت آنها ميباشد. اغلب علف كشهاي آلي جديد از سميت نسبتا زيادي برخوردارند اين خصوصيت شرطي ضروري است كه در فرايند جدا سازي تعيين ميشود.قابليت انتقال علف كشها نيز حائز اهميت است وشناخت توانايي تحريك در اوند چوبي و آبكش جهت كاربرد صحيح علف كشها ضروري ميباشد. در كنترل علفهاي هرز چند ساله از طريق سمپاشي برگها،شناخت تحريك در آوندهاي ابكش به اندازه شناخت واكنش هرگونه به هر ماده شيميايي،ضرورت دارد.برخي از مواد شيميايي بشدت در خاك تثبيت ميگردند،درحاليكه بعضي به سهولت شسته ميشوند.بعضي از مواد شيميايي فرار بوده وبه سرعت نابود ميشوند ودر موارداخير مشاركت دادن اين مواد در خاك ضروري است وگروهي ديگر هفته ها ، ماهها و سالها بدون تغيير در خاك ميمانند. علف كش هاي شاخ و برگ براي اثر بر روي شاخ وبرگ گياهان ساخته شده اند،درحاليكه كاربرد علف كش در خاك نهايتا به اندامهاي زير زميني يعني ريشه ها،ريزوم ها،غده ها ، دانه ها و گياهچه هاي در حال سبز شدن ميرسد. علفكش هاي تماسي در ابتدا فقط بخشي از گياه را كه درواقع با آن تماس يافته اند از بين ميبرد.البته ممكن است سرانجام تمام گياه دراثر تلف شدن يك اندام ضروري بوسيله عمل تماس از بين برود. علف كش هاي سيستميك درون گياه حركت كرده وميتوانند در اندام هايي كه علف كش را بوسيله مصرف مستقيم آن دريافت نميكنند موثر باشد، اين علف كش ها همچنين ميتوانند به علف كش هاي سيستميك منصوب گردند. مواد تدخيني خاك ،اندام هاي زير زميني گياه ونيز بسياري از موجودات ديگر از بين مي برند.اين موادممكن است بذرهايي را كه جوانه نزده اند از بين ببرند .اين تركيبات در خاك دائم نمي ماند و گونه هاي مطلوب را ميتوان ظرف يك ماه يا كمتر در منطقه تيمار كشت نمود .در مواردي كه از روكش كردن سيمان و اسفالت ،به منظور كنترل علف هاي هرز دائمي ماده ضد عفوني كننده خاك به مصرف ميرسد ،بايد از ماد نوع تماسي استفاده نمود ،چنانچه ماده سيستميك بكار رود ،ريشه جوانه توليد خواهد كرد و اين جوانه ها قبل از اينكه عمل سميت علف كش ،ريشه ها را ازبين ببرد ،روكش را بالا مياورد.ارنس وهمكارانش (1970)دريافتند كه مخلوطي از متام وديكلو بنيل براي كنترل ريشه هاي درختان در لوله هاي فاضلاب بسيار موثر است .هنگامي كه اين علف كشها با اب مخلوط شوند ومجاري فاظلاب بوسيله انها پر شده ريشه درختان در داخل مجاري يا به فاصله كمه در خارج از مجاري از بين ميروند ،در حاليكه انتقال علف كش به قسمت هاي فوقاني درخت بسيار اندك است و يا اصلا مشاهده نگرديده.از انجا كه شدت توزيع سيستميك علف كش ها ممكن است بر حسب روش كاربرد ،رسيدگي گياه ،رطوبت موجود ،رطوبت اتمسفري ،وحتي گونه گياهي متفاوت باشد ،همچنين چون الگوي انتقال علف كش به وضعيت فيزيولوژيكي گياه كه خود بوسيله عوامل متعدد ذكر شده در بالا تعيين مي شود ،بستگي دارد لذا تقسيم بندي دقيق علف كش ها بايد براساس يك مبناي فيز يولوژيكي همراه با شناخت متغير هاي ذكر شده ،مورد استفاده قرار گيرد.